خوشکل است. پوستش برق می زند. با تحسین براندازش می کنم ولی خوشش نمی آید. می خواهد دهن کجی کند اما نمی تواند؛ بجایش می شاشد. شاید هم می ریند. شاش یا سنده، سبز و آبکی است. روی شاخه می پاشد. حالا راضی شد. می خواهد بخندد اما نمی تواند؛ راهش را میگیرد و می رود. با تحسین از پشت براندازش کردم. پوستش هنوز
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نیکان احمدی
تاريخ: جمعه
12 خرداد
1396 ساعت: 18:44